
اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم.[۱] خداوند آنچه در زمین و آسمان است برای بهره برداری انسان آفریده است هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً؛ او خدایی است که آنچه در زمین است همه را برای شما(انسانها)آفریده.[۲] خدا نعمت و آسايش جامعه و مردمى را دگرگون نمىسازد و آن را به بلا و گرفتارى تبديل نمىكند، مگر اين كه آنان در خويشتن دگرگونى نامطلوب فكرى و اخلاقى و عملى پديد آورند و به جاى فرمانبردارى و اطاعت از خدا، در راه گناه و زشتى قدم بردارد. در دعای کمیل این جمله را زمزمه می کنیم: اللّهم اغفرلی الذنوب الّتی تغیّر النّعم؛ خدایا ببخش گناهانی را که نعمت ها را تغییر می دهد. فیض و رحمت الهی بی کران و همگانی است، ولی به تناسب شایستگی ها و لیاقت ها به مردم می رسد. خداوند در ابتدا نعمت مادی و معنوی خویش را شامل حال همه می کند، چنانچه نعمت های الهی را وسیله ای برای تکامل خویش ساختند ودر مسیر حق کمک گرفتند و شکرآن را بجاآوردند که همان استفاده درست است، نعمت پایدار و افزون می شود. اما اگر ان را وسیله ای برای سرکشی، طغیان و تبعیض و .... قرار دادند آنجاست که نعمت ها را می گیرد و یا آن را تبدیل به بلا و مصیبت می کند. امام سجاد (علیه السلام)گناهانی را که باعث زوال نعمت ها می شود این چنین بیان می کند: حضرت امام سجاد (عليه السلام) مي فرمايد: «الذنوب التي تغير النعم، البغي علي الناس و الزوال عن العادة في الخير و اصطناع المعروف و كفران النعم و ترك الشکر»؛گناهاني كه نعمت ها را تغيير مي دهند عبارتند از: ۱) ظلم و تجاوز بر مردم: گناه ستم به مردم کار شیطانی است و اگر زره ای هم باشد مورد قبول نمی باشد ۲) ترك عادت به كار نيك : روحیه و عاداتی که در تمام برنامههای خیر و مثبت با عنایت ذات باری تعالی در انسان پیدا میشود و به سبب آن درهای رحمت الهی به روی انسان باز میشود. ۳) کفران نعمت: کفران و ناسپاسی نعمت، گناهی است که خداوند تبارک و تعالی در مورد ان می فرماید: وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ؛ و اگر کفران کنيد ، بدانيد که عذاب من سخت است.۴) ترك شكر: شکر و سپاسگزاری نسبت به خداوند که انواع نعمت های مادی و معنوی را برای رشد جسمی و روحی در اختیار انسان قرار داده، واجب و لازم است و ترک ان دور انصاف است.
منابع: ۱.سوره رعد، آیه۱۱. ۲.سوره بقره،آیه ۲۹.
الحمد لله رب العالمین
یکی از اصحاب امام زینالعابدین علیهالسلام حکایت کرد:
روزی با حضرت امام زینالعابدین علیهالسلام نزد عبدالملک مروان رفتیم؛ عبدالملک، احترام شایانی به حضرت سجاد علیهالسلام کرد و تا چشمش به آثار سجود در صورت و پیشانی مبارک حضرت افتاد، گفت: ای ابومحمد! خودتان را خیلی به زحمت عبادت انداختهاید، با این که خداوند متعال تمام خوبیها را به شما عنایت کرده، و شما از نزدیکترین شخص به رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم هستید، شما دارای علم و دانش و کمال میباشید که دیگران از چنین درجهای محروم هستند. حضرت سجاد علیهالسلام فرمود: آنچه از فضل پروردگار و توفیقات الهی برای من گفتی، نیاز به شکر و سپاسگذاری دارد.
پیغمبر خدا صلی الله علیه و اله و سلم با این که گناهی نداشت، آن قدر نماز میخواند که پاهای مبارکش ورم کرده بود و به قدری روزه میگرفت که دهان مبارکشان خشک میشد. باز میفرمود: آیا بندهی شکرگزار خدا نباشم؟ و من از خداوند متعال ممنون و سپاسگزارم که ما را بر دیگران برتری بخشید و به ما جزای خیر عنایت فرمود، و در دنیا و آخرت حمد و سپاس فقط مخصوص اوست. به خدا قسم! اگر تمام اعضاء و جوارحم قطعه قطعه شود و در اثر عبادت نفسم قطع شود، یک هزارم شکر یکی از نعمتهای خداوند را به جا نیاوردهام. چطور میتوان نعمتهای الهی را بشمرم؟! چگونه میتوان شکر نعمتی از نعمتهایش را انجام دهم.
خدا نکند، پروردگار مرا غافل از شکر نعمتهایش ببیند و اگر عائلهام و دیگر خویشان و سایر مردم حقی بر من نداشتند، به جز عبادت و ستایش و نیایش با خدا، کار دیگری انجام نمیدادم و حرفی به جز تسبیح و ذکر خدای متعال نمیگفتم تا که نفسم قطع شود. زهری میگوید: بعد دیدم امام به گریه افتاد و عبدالملک هم گریهاش گرفت و گفت: چقدر فرق است بین کسی که آخرت را بخواهد و برای آن کوشش و تلاش میکند. بین آن کسی که دینار بخواهد و ترس هم ندارد از کجا و چطور به دست میآورد.
حق را چو نمونه بنده بودی سجاد
خورشید به دل نشانده بودی سجاد
بعد از گذر حماسهی عاشورا
والله شهید زنده بودی سجاد
منبع: داستانهایی از اخلاق و رفتار امام سجاد زینالعابدین؛ علی میرخلفزاده؛ محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم چاپ اول تابستان 1383.
حمد خدا در صحیفه ی سجادیه
التحمید الله عز و جل یعنی در حمد و ستایش خداوند عزوجل است.
این دعا را امام (ع) با حمد و ستایش خداوند آغاز میکند. و در قالب کلمات و عبارات گوناگون با مضامین عالی و عمیق به پرستش معبود خویش میپردازد. و از زبان دعا به بیان معارف الهی پرداخته و اعتقاد و بینش الهی انسان موحد را معرفی میکند. از آنجا که امام معلم الهی انسان در تمامی ابعاد است، لذا دعای امام نیز کلاس درس توحید است.
محتوای دعا
امام (ع) دعا را اینگونه آغاز میفرمایند:
الحمد لله الاول بلا اول کان قبله و الاخر بلا اخر یکون بعده. ستایش مخصوص خداست که هستی او اول در وجود و مبدء آفرینش است بیآنکه آن ذات ازلی را اول و ابتدائی باشد و آخر در وجود است بیآنکه آن حقیقت ابدی را آخر و انتهائی باشد. (یعنی چون خداوند هستی ذاتی و ازلی و موجود سرمدی ابدی است هستی او اول و آخر ندارد و آغاز و انجام برای او متصور نمیباشد) و موجودی قبل از او و بعد از او نمیتواند باشد. زیرا خداوند خالق و آفریننده زمان است و بر قبل و بعد جهان احاطه دارد. سپس در ارتباط با عدم دیدن و مشاهده خداوند به وسیله حواس میفرماید: قصرت عن رویته ابصار الناظرین، دیده بینندگان از دیدنش قاصر است. زیرا خداوند جسم نبوده و مکان ندارد که کسی بتواند ذات اقدس او را نظاره کند. و آنگاه به آفرینش نظام هستی اشاره نموده و میفرماید: ابتدع بقدرته الخلق ابتداعا و اخترعهم علی مشیته اختراعا. خداوند جهان آفرینش را بدون نمونه و مثال قبلی به قدرت کامل خویش با این نظم زیبا بیافرید، سپس آنان را در راه اراده و خواست خویشتن روان گردانید. جهان آفرینش فعل خداست. و این همه نقش عجب که بر در و دیوار وجود به ید قدرت و اراده ذات الهی به وجود آمده، نشانهها و آیات هویدای وجود او هستند. و سپس با بیان حاکمیت اراده خداوند بر جهان میفرماید:...
سه پند گرانبها همنشین-هم صحبت
امام سجاد علیهالسلام، این نصیحت پرارزش را به یکی از اصحابش فرموده و میگوید:
«لیس لک أن تقعد مع من شئت فان الله تبارک و تعالی یقول: «و اذا رأیت الذین یخوضون فی آیاتنا فاعرض عنهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره، و اما ینسینک الشیطان فلا تقعد بعد الذکری مع القوم الظالمین» [1] و لیس لک أن تتکلم بما شئت فان الله تعالی یقول: «و لا تقف ما لیس لک به علم» [2] و لأن رسول الله (ص) قال: «رحم الله عبدا قال خیرا فغنم أو صمت فسلم» و لیس لک أن تسمع ما شئت، فان الله تعالی یقول: «ان السمع و البصر و الفؤاد کل أولئک کان عنه مسؤولا. [3] » [4] .
«تو حق نداری با هر کسی مجالست کنی، زیرا که خدای تعالی میفرماید: «چون کسانی را ببینی که درباره آیات ما به عناد گفتگو میکنند پس از ایشان رو بگردان تا این که درباره مطلب دیگری سخن بگویند و اگر شیطان از خاطر تو برد، بعد از آن که به خاطرت آمد، با گروه ستمگران منشین.» و حق نداری هر سخنی را بگویی، زیرا که خدای تعالی میفرماید: «از آنچه که علم نداری پیروی مکن» و رسول اکرم فرموده است: «خداوند بیامرزد آن بندهای را که سخن نیکو گفته و فایده برده است و یا خاموشی گزیده و سالم مانده است.» و تو حق نداری به هر سخنی گوش فرادهی، زیرا که خدای تعالی میفرماید: «همانا گوش، چشم و دل همه اینها مورد بازخواست قرار میگیرند.» براستی که انسان مسلمان اگر این نصایح ارزنده را روی واقعیت زندگی خود پیاده کند به خیر کلی رسیده و از بدبختی و گرفتاری نجات یافته است.
پی نوشت ها:
[1] سوره انعام / 68.
[2] سوره اسری / 36.
[3] سوره اسری / 38.
[4] تفسیر برهان: 1 / 322.
منبع: تحلیلی از زندگانی امام سجاد (جلد 2)؛ باقر شریف قرشی؛ ترجمه محمد رضا عطائی؛ کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام؛ 1372 .
ندایی در نیمه شب گفت: ...
حضرت سجاد علیه السلام فرموده است: حج گزارنده، گناهانش آمرزیده و بهشت بر او واجب شده است. زراة بن اعین نقل می کند که در نیمه شبی از شب های ظلمانی صدایی شنیدم که می گفت: أین الزاهدون فی الدنیا و الراغبون فی الاخره یعنی کجایند آنهایی که از دنیا دوری می جویند و میل و رغبت به آخرت دارند؟ بعد از لحظه ای از طرف دیگر صدایی شنیده شد که گفت: ذاک علی بن الحسین، یعنی آن کسی را که تو می خواهی علی بن الحسین است و هیچکدام از صاحبان آن دو صدا دیده نشدند.
منبع: معجزات امام سجاد؛ حبیب الله اکبرپور؛ نشر الف؛ چاپ دوم تابستان 1383 .
عبادت بدون ولایت بر باد است
از ابوحمزه ثمالی روایت شده که گفت: حضرت زینالعابدین علیهالسلام به ما فرمودند: کدامیک از بقعهها و مکانهای زمین افضل و برتر است؟ عرض کردیم: خدا و رسول و وصی رسول او داناترند.
حضرت فرمودند: برترین بقعه و مکانها برای ما بین رکن و مقام حضرت ابراهیم علیهالسلام است و اگر مردی به مقداری که حضرت نوح علیهالسلام در میان قومش عمر کرد که مطابق قرآن نهصد و پنجاه سال بوده، عمر نماید و زنده بماند و در این مدت، همیشه روزها را روزه بگیرد و شبها را به عبادت برخیزد، اما بدون اعتقاد به ولایت و امامت ما، خداوند را ملاقات کند و بمیرد آن عبادات بسیار، هیچ گونه سودی به او نخواهد رساند.
منبع: پنجاه و هفت درس زندگی از سیره عملی حضرت امام سجاد؛ گردآوری و انتخاب حمیدرضا کفاش؛ عابد؛ چاپ اول بهار 1381 .
امام علیهالسلام فرزندان خود را از دروغ برحذر داشته و فرمود:
«اتقوا الکذب، الصغیر منه و الکبیر، فی کل جد و هزل. فان الرجل اذا کذب فی الصغیر اجترأ علی الکبیر، أما علمتم أن رسول الله (ص) قال: ما یزال العبد یصدق حتی یکتبه الله صدیقا، و ما یزال العبد یکذب حتی یکتبه الله کذابا...» . «از دروغ بپرهیزید، چه کوچک باشد و چه بزرگ جدی باشد، یا شوخی زیرا وقتی که کسی دروغ کوچکی را گفت به دروغ بزرگ جرأت پیدا میکند، آیا نمیدانید که رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرموده است: بنده خدا همواره راست میگوید تا خداوند او را راستگو بنویسد و بندهای پیوسته دروغ میگوید تا این که خداوند او را دروغگو قلمداد کند.» امام علیهالسلام انسان را از دروغ گفتن درباره هر چه باشد بر حذر داشته است زیرا دروغ از زشتترین گناهان و پر مجازاتترین معصیتها در پیشگاه خداست، همچنان که بر آراستگی به راستگویی امر فرموده است بدین جهت که راستی ریشه هر فضیلت و سر آغاز تمام شرافتها و کرامتهای انسانی است.
منبع: تحلیلی از زندگانی امام سجاد (جلد 2)؛ باقر شریف قرشی؛ ترجمه محمد رضا عطائی؛ کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام؛ 1372 .